7 صفت ویژه قهرمانان بازار گردشگری ایران

آیا شما یکی از قهرمانان بازار گردشگری ایران هستید؟
برای اینکه پاسخ این پرسش را روشن و قاطعانه بدهید و یا اینکه بدانید آیا قهرمان بازار گردشگری ایران هستید یا خیر، یادداشت پیش رو را که به قلم احمد دیناری؛ مشاور و سخنران حرفه ای سرمایه گذاری و بازاریابی گردشگری نوشته شده است، مطالعه کنید :
1. شور، شوق و انگیزه :
انرژی لازم برای انجام درست کارها از طریق شور، شوق و انگیزه حاصل می شود که غالباً امری درونی است و این صفت بی چون و چرای قهرمانان بازار گردشگری است، کسانی که با شناخت کافی پا به این عرصه نهاده اند و کارشان را دوست دارند و این خود باعث می شود مشتریان بیشتری به سمت آنها جذب شوند و این جذابیت برایشان پولساز است.
لذا چنانچه به کاری که در صنعت گردشگری انجام می دهید متعهد باشید و دوستش بدارید و در مورد آن شور، شوق و هیجان کافی داشته باشید، انرژی مورد نیاز برای یادگیری مستمر، توانمندسازی، بهبود و نوآوری خواهید داشت و بدین طریق کسب و کار گردشگری تان دارای بالاترین کیفیت، تمایز و سازگار با رسالت و ارزش های شما و ارزشمند برای مشتریانی که از خدمات شما بهره می برند، خواهد بود.
قهرمانان بازار گردشگری ایران به کارشان به عنوان علاقه و رسالت می نگرند نه صرفاً یک شغل، لذا همواره سعی می کنند میکل آنژ زمینه شغلی خود باشند و کارشان را با شور، شوق و هنرمندانه انجام دهند.
2. ایمان :
قهرمانان بازار گردشگری ایران به اینکه چه می خواهند و اینکه آن را به دست خواهند آورد، ایمان دارند. به کارشان که در آن غرق هستند و دوستش دارند ایمان دارند و با تلاش، پشتکار، تاب آوری، عمل گرایی و استفاده ازتوان فردی و تیمی خود به موفقیت نهایی دست می یابند، چراکه معتقدند نیروی کسی که به چیزی یا هدفی معتقد است برابر است با نیروی 99 نفر که فقط به آن علاقه مندند. آنها معتقدند عقیده و ایمان فرمانده مغز است و آنچه می تواند درمان بسیاری از چالش ها و مشکلات پیش روی شان در صنعت گردشگری باشد، عقیده و ایمان است.


3. استراتژی :
قهرمانان بازار گردشگری خوب دانسته و می دانند که باید از روش هایی استفاده کنند که با آنها امکانات خود را در جهت اهداف کسب و کارشان تنظیم کنند. استراتژی ها و راهبردهای عملیاتی که منطبق بر بازار حاکم بر گردشگری ایران است.
آنها ضمن تهیه و اجرای یک طرح بازاریابی کاربردی و ارزیابی صحیح آن، تلاش می کنند از بازاریابی تک عنصری و صرفاً تمرکز بر یک روش یا استراتژی همچون تبلیغات یا قیمت، پرهیز کرده و آمیخته ای از استراتژی ها را به کار گیرند تا بدینوسیله از طریق کوتاهترین، مؤثرترین و کم هزینه ترین روش ها به اهداف از پیش تعیین شده بازاریابی کسب و کار خود دست یابند.
4. درک ارزش ها :
قهرمانان بی همتای بازارگردشگری به ارزش های مدنظر مشتریان خود توجه کرده و معتقدند همیشه و در همه حال باید مهیای میزبانی شایسته از خانم ها و آقایان محترمی باشند که آنها را انتخاب کرده اند و اساس و مهره ی حیاتی کسب و کارشان هستند. لذا مشتری مداری، احترام داری و خلق ارزش و شگفتی را سرلوحه امور و فعالیت های خود قرار داده و همواره در صدد درک ارزش های ایشان هستند.
آنها دوست دارند مشتریان بعد از دریافت خدمات، آنها را با کلمات و صفات پسندیده و مثبت یاد کنند و بگویند این خرید ارزشش را داشت یا خرید ارزشمندی بود.
درک ارزش ها و اطمینان دادن به مشتریان جهت خرید، نفع خود را در نفع مشتری دیدن، توجه به کوچکترین خواسته های شان و ارائه خدمات با کیفیت بالا از جمله شاخص هایی هستند که مورد توجه و اهتمام قهرمانان بازار گردشگری ایران قرار می گیرند. در واقع درک ارزش در یک کسب و کار گردشگری یک استراتژی مهم برای مراقبت و حفظ مشتریان است و ضمن افزایش رضایتمندی مشتری، کلید اصلی مدیریت روابط سودآور در کسب و کار محسوب می گردد.
5. مردم داری :
در صنعت انسان محور و اجتماع محوری همچون گردشگری، نیروی صمیمیت و مردم داری و به عبارتی بهتر با مردم خوب تا کردن یا سر کردن، رمز پیروزی و موفقیت است و پول یا سرمایه به تنهایی برای موفقیت و پیشی گرفتن از رقبا در بازار گردشگری کافی نیست . در این ارتباط متأسفانه در سال های اخیر شاهد ورود افرادی به صنعت گردشگری و هتل داری هستیم که هیچ غرابتی با آن نداشته و صرفاً پول را محور پیشبرد اهداف خود قرار داده اند و از مردم داری، مهارت های اجتماعی و ارتباطی مؤثر، آموزش، آداب و پروتکل های حاکم بر این صنعت نرم فاصله زیادی دارند که من این دسته از بازیگران متوهم عرصه گردشگری و هتل داری را بازندگان نوکیسه ی بازار گردشگری ایران می نامم.
خوش اخلاقی، رعایت احترام، مشورت، گذشت، تواضع و افتادگی، تعامل، صبر و تحمل و تفقد و رسیدگی به امور مشتریان از جمله شاخص ها و نشانه های صمیمیت و مردم داری در صنعت نرم گردشگری است. قهرمانان بازار گردشگری ایران به خوبی می دانند که مهربانی و خوب تا کردن با مردم، مهمترین راه حفظ و موفقیت کسب و کار است و همواره تلاش می کنند کارکنان و مشتریان را عضو یک خانواده بدانند و حس خوب ارزش داشتن را در آنها ایجاد کنند.
6. به روز بودن :
قهرمانان بازار گردشگری ایران موج ساز هستند نه اسیران موج . آنها با زمانه پیش می روند و به طور مداوم در تلاشند تا نسبت به ارتقاء دانش تخصصی و مهارتی و همچنین تجربه خود در صنعت گردشگری اقدام نمایند. از توهم دانایی بیزارند و خود و کارکنانشان را در معرض آموزش های مداوم و تکنولوژی قرار می دهند. آنها می دانند که دانایی؛ توانایی است و در این بازار پر رقابت گردشگری تنها راه ایجاد مزیت رقابتی، تمایز، تفاوت و پیشی گرفتن از رقبا، پرداختن به آموزش است.
آنها خوب می دانند که قطع آموزش و به روز نبودن مساوی است با گام نهادن در مسیری تاریک و مبهم که انتهایش ناپیداست و این رویکرد و نگرش غلط، هزینه های گزافی نیز برایشان به همراه خواهد داشت، لذا سعی می کنند با زمانه پیش بروند تا همچون دایناسورها نسلشان منقرض نشود!
7. اهل مشورت :
مشورت گرفتن از دیگران ویژگی ممتاز افراد بالغ و قهرمان است. مشورت گرفتن از متخصصان باتجربه مسیر حرکت شما را در کسب و کار روشن و دستیابی به اهداف را سهل تر می کند و بالعکس توهم دانایی باعث می شود به بیراهه بروید، چراکه همه چیز را همگان دانند.
قهرمانان بازار گردشگری خوب می دانند که با مشورت می توان طلا ذخیره کرد و خود رأی بودن در کارها نتیجه ای جز شکست ندارد و باید خود را در عقل دیگران شریک کنند و معتقدند که راه صواب و درست از هیچ راهی بهتر از مشاوره به دست نمی آید.
آنها می دانند که مشورت گرفتن از دیگران مثل گذاشتن یک چراغ در کنار چراغ خودشان است و در نتیجه نور زیادی در مسیر حرکت خود خواهند داشت و راهشان روشن تر و هموارتر می گردد.

نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور و سخنران حرفه ای سرمایه گذاری و بازاریابی گردشگری
28 مرداد 1402

پرسنل گستاخ در تأسیسات گردشگری !

نیروی انسانی به درستی گزینش و توجیه شده و به عبارتی بهتر "حرفه ای"؛ سرمایه ای غیرقابل جایگزین و پشتیبانی مهم در یک کسب و کار گردشگری موفق به شمار می رود و همچون موتور محرکه باعث حرکت، رشد، شکوفایی و سودآوری در کسب و کار می شود.
این عنصر حیاتی، شاخصی مهم و تاثیرگذار برای سنجش میزان موفقیت، بقاء و ماندگاری و همچنین افزایش فروش در تأسیسات گردشگری است و متأسفانه به 3 دلیلی که در ادامه بدانها اشاره خواهم کرد، در قریب به اتفاق اینگونه کسب و کارها، غیر مفید و بعضاً گستاخانه نقش آفرینی می کند و نه تنها موجب کاهش راندمان کاری می گردد، بلکه باعث افت کیفیت خدمات، افول کسب و کار و رواج غیرحرفه ای گری در بازار بزرگ و جذاب گردشگری می شود .
1. آموزش ضعیف :
آموزش زیربنا و مقدمه ی حرفه ای گری در کسب و کارهای انسان محورهمچون گردشگری است و چنانچه در بدو و ضمن خدمت کارکنان به آن توجه کافی نشود، شاهد نقش آفرینی پرسنلی غیرحرفه ای، ناپخته، سطحی و فاقد مهارت های لازم در محیط کسب و کار خواهیم بود و در این صورت مراقبت و حفاظت از مشتریان در بازار پر رقابت این روزهای گردشگری به امری دشوار و غیرممکن تبدیل شده و نارضایتی و ریزش پیاپی مشتریان را به همراه خواهد داشت که خود از نشانه های عدم شایستگی مدیریتی در تأسیسات گردشگری محسوب می گردد.


میزان توجه به این مقوله مهم در صنعت گردشگری، به شدت ارتباط مستقیمی با نگرش و رویکردهای مدیریتی مدیران سازمانها و کسب و کارهای گردشگری دارد و نپرداختن به آن و در بسیاری اوقات، قطع کردن این عنصر حیاتی در بازار پررقیب و پرتلاطم گردشگری، همچون خاموش کردن چراغ در مسیر حرکت و گام برداشتن در تاریکی محض است و به طور حتم ادامه ی چنین رویکرد و رویه ی اشتباه، تأسیسات گردشگری را در مسیر افول و ورشکستگی قرار می دهد.
بی شک آموزش پرسنل باعث افزایش کیفیت و در نتیجه خلق ارزش در تأسیسات گردشگری شده و چنان مزیت رقابتی ای برای اینگونه کسب و کارها ایجاد می کند که رقبا توانایی رقابت با آنها را نداشته باشند، چراکه آموزش؛ قدرت است و شاید رقبا بتوانند با قیمت ها و تبلیغات شما رقابت کنند اما با پرسنل آموزش دیده و حرفه ای شما خیر. لذا تا می توانید در حوزه آموزش های مهارتی کسب و کار خود سرمایه گذاری کنید و گرنه به زودی شاهد حضور کارکنانی غیرمفید و بعضاً گستاخ در کسب و کار خواهید بود و مدیریت این چالش تا حدودی برایتان سخت خواهد شد.
2. بد مدیریتی :
و یا به عبارتی دیگر بد سرپرستی نیز در کسب و کارهای گردشگری باعث غیرمفید شدن کارکنان می شود.از مدیر یا سرپرستی که خود توهم دانایی دارد، آموزش پذیر نیست و فاقد نگرش و رویکرد های مثبت در زمینه گزینش صحیح و توانمندسازی کارکنان است، نمی توان انتظار تحول و در نتیجه رشد کسب و کار داشت.
نقش مدیر در کسب و کار به مثابه ی نقش پدر در خانواده است و چنانچه فاقد مهارت های اجتماعی و ارتباطی، توانایی برنامه ریزی، عمل گرایی وتصمیم گیری به موقع، توجه و اهتمام ویژه به آموزش و توانمندسازی پرسنل باشد به طور حتم باعث ناامیدی و یأس فرزندان و یا پرسنل شده و هیچگاه نمی تواند الگوی خوب برای پیشرفت شغلی دیگران باشد و سر رشته ی کار از دستش خارج می شود.
این موضوع از نشانه های سوء مدیریت در تأسیسات گردشگری است و رواج آن موجب می شود تا برخی از پرسنل از باری به هر جهت حرکت کردن کسب و کار سوء استفاده کرده و هدف اصلی کسب و کار که همانا افزایش مشتریان، سودآوری و جلب رضایت مشتریان می باشد، به حاشیه برود.
در این ارتباط توصیه می شود نه آنقدردر کسب و کارتان به پرسنل سخت بگیرید که برایشان بی اهمیت شوید و وجوتان باعث رنجش و گستاخی شان شود و نه آنقدر سهل گیری کنید که شما را جدی نگیرند. بهترین استراتژی در این ارتباط، میانه رفتار کردن، مدیریت بر خویشتن و برقراری تعادل در کار است.
یادمان نرود که مراقبت از مشتریان و وفادارسازی آنها برای حفظ و تداوم ارتباط و خرید مجدد از ما به کارکنانی وابسته است که به درستی مدیریت یا سرپرستی شده اند و این مهم با نقش آفرینی مدیران خوب کاربلد و حرفه ای میسرمی گردد نه مدیران خوب بی عرضه و قلیدون در کسب و کار و سازمان ها!
3. تحت فشار کار کردن :
این موضوع امروزه آنقدر مهم است که برای آن کارگاههای آموزشی متعددی در بازار کار برنامه ریزی و برگزار می شود و طی آن مهارت کار کردن زیر فشار به کارکنان آموزش داده می شود. در کسب و کارهای گردشگری و هتلداری نیز که اساساً فعالیت شان 24 ساعته و در طول شبانه روز است و دست اندرکاران و فعالان آن باید همیشه و در همه حال مهیا و آماده خدمت رسانی به گردشگران باشند، اهمیت این موضوع بیشتر قابل مشاهده و درک است و این هنر مدیریت است که با حسن تدبیر، گزینش صحیح و نظارت مؤثر بتواند فشارهای روحی و روانی ناشی از ویژگی ها و خصلت های این نوع از کسب و کار را تعدیل و احتمال غیر مفید شدن کارکنان را کاهش دهد.
در اغلب موارد نیز سبک و ضعف مدیریتی مدیران تأسیسات گردشگری باعث افزون شدن این فشارها بر پرسنل شده و پیامدهای سوء و جبران ناپذیری را بر پیکره ی این قبیل کسب و کارها وارد می کند. به طور قطع و مسلم مدیری که پای در جای دیگران می گذارد و فاقد شایستگی ها و مهارتهای لازم مدیریتی است، با اعمال فشارهای بی وقفه و وقت و بی وقت، همانگونه که اشاره شد باعث تشدید و قوت گرفتن این عارضه در کسب و کار می شود.
مدیران تاثیرگذار و حرفه ای به جای سخت کردن کارها و اوضاع برای کارکنان و مشتریانشان، سهل تر یا آسان تر کردن کارها برای مشتریان و پرسنل را سرلوحه امور مدیریتی خود قرار می دهند و به جای ایجاد تعارض و تشدید فشار در محیط کار، تعارض ها را مدیریت و با برقراری تعادل به تقویت توان و تمرکز هر چه بیشتر کارکنان خود می پردازند که نتیجه آن رشد و بقاء کسب و کار در بازار خواهد بود.

نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور حرفه ای سرمایه گذاری گردشگری

7 ویژگی فعالان گردشگری مردم دار

مردم داری یعنی با مردم بودن و با مردم سر کردن و زندگی چیزی جز سر کردن با مردم و خود را خدمتگذار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن نیست . همانطور که ماهی به آب زنده است، انسان نیز به حسن سلوک و روابط اجتماعی با دیگران زنده است و در کسب و کارهای انسان محور و اجتماعی محور همچون گردشگری و هتلداری نیز ارتباط مؤثر و معاشرت با مردم باعث فراهم شدن پایگاه و جایگاه اجتماعی و مردمی برای ما می شود.
در بازار پر رقابت این روزهای گردشگری، مهربانی و خوب تا کردن با مردم، رمز موفقیت و بقاء یک کسب و کار گردشگری است و باعث می شود کارمندان و مشتریان، خود را عضو یک شبکه یا خانواده بدانند و حس خوب ارزش داشتن در آنها ایجاد می کند.


در این یادداشت کوتاه به 7 مورد از شاخص های مهم مردم داری فعالان گردشگری اشاره می کنم :
1. خوش اخلاقی : یا حسن خلق، خوش قلبی و خوش مشربی که از نشانه های یک فعال گردشگری مردم دار است. با اخم و چهره ی عبوس نمی توان شبکه ی اجتماعی و پایگاه مردمی ایجاد کرد و آن را گسترش داد.
چینی ها معتقدند کسی که چهره ای بشاش ندارد، نباید مغازه باز کند و چهره ی عبوث و گرفته با روح و ماهیت کسب و کار در تناقض است.
جالب است که بدانید مشورت گرفتن از دیگران نیز درکسب و کار، از مصادیق خوش اخلاقی، خوش مشربی و فروتنی است و هموار کننده ی راه موفقیت به شمار می رود.
2. عفو و گذشت : کینه توزی و لجاجت، خصلت روح های حقیر است و در عفو لذتی است که در انتقام نیست . یک فعال گردشگری با گذشت در مقابل کارکنان و مشتریان خود با بزرگ منشی رفتار می کند و در مقابل هر اعتراض یا شکایتی، برخورد قهرآمیز و کینه توزانه که اساس ارتباطات و بنیان کسب و کار گردشگری اش را به خطر می اندازد، نمی کند.
3. محبت و مهربانی : شیخ عجل سعدی شیرازی می فرمایند : بنده ی حلقه به گوش، ار ننوازی برود لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه به گوش
و شیخ ابوالحسن خرقانی نیز می گوید : هر که در این سرای درآید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آنکس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد البته بر خوان ابوالحسن به نان ارزد . او به خوبی در این گفتار ارزشمند خود بر اهمیت میزبانی شایسته و همراه با مهربانی و محبت تاکید نموده است.
به راستی که میهمان به روی باز می آید نه در باز و این موضوع مهم را فعالان گردشگری و هتل داری ایران باید به خوبی مورد توجه قرار دهند.
4. تواضع : افتادگی و فروتنی لازمه و ستون فقرات یک ارتباط مردم دارانه و اجتماعی مؤثر است . چنانچه امام علی (ع) می فرمایند : سه چیز موجب محبت دیگران می شود :« دینداری، فروتنی و بخشندگی» . افراد متواضع در قلب مردم جای دارند و درخت هر چه پربارتر افتاده تر.
لذا فعالان گردشگری باید بدانند که چنانچه طالب فیض در صنعت گردشگری هستند باید افتادگی بیاموزند، چراکه هرگز نخورد آب زمینی که بلند است. قطعاً مسیر مردم داری و ایجاد یک شبکه ی قدرتمند مردمی و اجتماعی در بین مشتریان و کارکنان، تواضع و فروتنی است.
5. صبر، شکیبایی و تحمل : عجله نکردن و شکیبا بودن نیز از صفات فعالان گردشگری مردم دار است. چراکه هر جا صبر و تحمل به پایان رسد، انحراف آغاز می شود و ما را از مسیر موفقیت و دستیابی به اهدافمان دور می کند. سعه ی صدر، وسعت نظر و ظرفیت لازم داشتن در کسب و کارهای پر استرس و پرفشار گردشگری و هتل داری رمز ماندگاری در این نوع کسب و کارها به شمار می روند و قطعاً بی حوصلگی و کم صبری نیز مسیر شما را برای افتادن در چاه عمیق یأس، ناامیدی و شکست هموار می کند.
6. تفقد و رسیدگی : این شاخص از مصادیق مدیریت ارتباط و تجربه ی مشتریان در یک کسب و کار گردشگری است و تاثیر زیادی در افزایش کیفیت، میزان رضایتمندی و حفظ و تداوم ارتباط با مشتریان دارد. احوالپرسی و سرکشی از مشتریان، پیگیری امور آنها، نوشتن نامه های مؤثر و تلفن کردن، رسیدگی به اعتراضات و شکایات مشتریان نیز از جمله مواردی هستند که نشان از روحیه ی تفقد فعالان گردشگری مردم دار دارد.
7. مثبت اندیشی : مثبت اندیشی مقدمه و پیش نیاز شادکامی است و فعالان گردشگری مثبت اندیش همواره در پی تساهل و مدارا با مشتریان و کارکنان خود هستند و از هرگونه منفی نگری و نفرت پراکنی در محیط کار اجتناب می ورزند. آنها خدمت به مشتریان را رسالت خود دانسته و در این راستا همواره با مثبت اندیشی در پی ارائه بهترین خدمات به مشتریان خود هستند.
لوتر کینگ در باب ارجحیت و تقدم مهارتهای اجتماعی و ارتباطی بر تحصیلات و مهارتهای تخصصی می گوید :
« شما برای ارائه خدمات نیازی نیست تحصیلات دانشگاهی داشته باشید، ارسطو، افلاطون یا انیشتین باشید. شما تنها باید قلبی آکنده از فیض الهی و روحی سرشار از عشق داشته باشید»


نویسنده: احمد دیناری؛ مشاور حرفه ای سرمایه گذاری گردشگری

12 آبان 1401

مشاور گردشگری کیست؟

در تعریفی کلی مشاور گردشگری کسی است که دارای دانش و تجربه کافی در زمینه ی گردشگری است و توانایی انتقال این دانش و تجربه را به دیگران دارد و به عبارتی مشاور برای رسیدن به خروجی مشخص به کمک مدیران سازمان های متولی و یا صاحبان کسب و کارهای گردشگری می آید.

سه کلید واژه ی دانش، تجربه و توانایی انتقال، ارکان اصلی این تعریف یا مفهوم از مشاور گردشگری هستند و برخورداری از ترکیبی منحصر بفرد از آنها لازمه و شرط موفقیت مشاوران این حوزه است.

توانایی انتقال دانش و تجربه، نوعی توانایی ذاتی است و دو عنصر مهم اشتیاق یا میل برای راهنمایی و هدایت دیگران و همچنین توانایی پرزنت و انتقال دانش و تجربه ی گرانبهایی که حاصل سالها بررسی، تحقیق، تحلیل و تفسیر ، زحمت و سختی و تجربه وی در حوزه گردشگری است بابیانی شیوا و رسا به مخاطبان را در دل خود جای داده است.

بیایید کمی عمیق تر به موضوع بپردازیم .من به شخصه استفاده از عنوان « مشاور گردشگری» را برای مشاوران این حوزه توصیه نمی کنم . چرا که این صنعت بسیار گسترده بوده و شامل شاخه ها و رسته های مختلف چه از بعد حاکمیتی و دولتی و چه از بعد کسب و کارهای بخش خصوصی است . لذا کسانی در این صنعت به عنوان مشاور یک سر و گردن بالاتر از سایر مشاوران خواهند بود که باریکه یا شاخه ای خاص از آن را انتخاب و در آن زمینه دانش و تجربه خود را افزایش دهند.

استقاده از عنوان مشاور گردشگری در بازار گردشگری، به گمان من همچون استفاده از عنوان پزشک عمومی در حوزه ی بهداشت،درمان و علوم پزشکی است و اصولا کسانی که حوزه ی فعالیت خود را گسترده و بزرگ در نظر می گیرند از دانش تخصصی و تجربه عمیق کمتری هم نسبت به متخصصانی که یک باریکه مشخص همچون گردشگری پزشکی یا اغذیه و اشربه در صنعت گردشگری یا تخصص جراحی قلب و عروق در علوم پزشکی را برای خود تعیین می کنند، برخوردارند و در حقیقت سطح دانش و تجربه ی آنها همچون اقیانوسی کم عمق خواهد بود و مخاطب هم به تبع آن عام می شود.

لذا برای اینکه غیرقابل جایگزین تر و کم رقیب تر باشید، باید در زمینه ای خاص از صنعت گردشگری متخصص شوید و تا می توانید در آن زمینه دانش و تجربه خود را افزایش دهید. تمرکز در باریکه ی تخصصی ی انتخابی تان لازمه ی کار عمیق و تاثیرگذار شما در آن است و مسلما بهتر و بیشتر هم دیده شده و بی همتا خواهید شد. شما با تمرکز روی یک باریکه یا رسته ی خاص در حوزه گردشگری، به مدار مربوطه بارها و بارها به صورت جداگانه فشار می آورید و آن را تحریک می کنید و تولیدی تراز اول و با کیفیت خواهید داشت.

شما نمی توانید در آن واحد، هم مشاور گردشگری یک نهاد حاکمیتی باشید و هم مشاور مدیریتی یا بازاریابی یک کسب و کار گردشگری. بنابراین هرچه عمومی تر در فضای مشاوره ی بازار گسترده و وسیع گردشگری حاضر باشید، ممکن است اعتبار کمتری در نگاه مشتریانتان داشته باشید و این برای برند شخصی شما به عنوان یک مشاور خوب نیست.

یک مشاور گردشگری حرفه ای که در یک زمینه ی خاص در این صنعت متمرکز شده است، باید از مهارت ها و ویژگی های ذیل برخوردار باشد :

- فن بیان و سخنوری خوب

- مهارت ارتباطی و شبکه سازی اجتماعی

- قلم خوب برای گزارش نویسی و نامه نگاری

- توانایی ذاتی و یا میل به راهنمایی یا کمک کردن به دیگران

- رایانه (به ویژه توانایی تهیه پاورپوینت و یا استفاده از نرم افزار تایپ، اکسل و ...)

- آداب معاشرت و اخلاق حرفه ای (دیسیپلین)

- تمرکز و پشتکار

- دانش و تجربه کافی در زمینه تخصصی خود

- نظم و انضباط

- صداقت و درستکاری

- جسارت

- خلاقیت و نوآوری

- دارا بودن حداقل مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد(نه لزوما مرتبط با باریکه تخصصی انتخابی تان)

در خاتمه ی این یادداشت کوتاه، تاکید می کنم، علیرغم اینکه مدرک و درجه تحصیلی، سطح تخصص و دانش، سطح خبرگی و تجربه و یا کتابی که در زمینه ی موضوع مشاوره نوشته می شود از جمله فاکتورهای مهم در قیمت گذاری خدمات مشاوره ی یک مشاور متخصص گردشگری هستند، اما مهمتر و تعیین کننده تر از این فاکتورها و عوامل برای عقد قرارداد همکاری با کارفرمایان یا فروش خدمات مشاوره به مخاطبان؛ شخصیت و میزان شهرت مشاور در اخلاق است.

نویسنده: احمد دیناری؛ مشاور حرفه ای سرمایه گذاری گردشگری

۱۳ مهر ۱۴۰۱

مارکوس؛ متخصص نجات کسب و کارهای کوچک و در حال ورشکستگی

مارکوس آنتونی لمونیس یا همان آقای دلار؛ یک تاجر، شخصیت تلویزیونی و بشر دوست لبنانی الاصل آمریکایی است. او در حال حاضر رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل کمپینگ ورلد، گود سام اینترپرایز، گاندر آر وی و خانه بورد شاپ است . علاوه بر این ستاره نمایش سود؛ یک نمایش واقعی CNBC در مورد نجات مشاغل کوچک است. او متخصص نجات کسب و کارهای در حال ورشکستگی در کشور ایالات متحده آمریکاست و با هوش بالای مالی و تجربه ی ارزشمندی که در زمینه کسب و کار و تجارت دارد، کسب و کارهای مختلف را مورد ارزیابی قرار داده و به کمک آنهایی می رود که علیرغم سالها فعالیت تجاری، در حال ورشکستگی بوده، زیان می دهند و صاحبان آنها مستأصل شده اند.

وی میلیاردری جسور و هوشیار است که رک و پوست کنده صاحبان، مدیران و پرسنل کسب و کارها را به چالش می کشد و با مشارکت و تزریق سرمایه به کسب و کاری که در حال ورشکستگی است، طلب سود یا درصدی از سود خالص در دوره ای مشخص می کند.

مارکوس پس از توافق و پرداخت چک مشارکت، این کسب و کارها را زیرو رو کرده و متحول می کند. بخش های مختلف را ارزیابی و آسیب شناسی کرده و دست به اصلاحات اساسی در ساختار نیروی انسانی، فرایند تولید و ارائه محصول و همچنین بازاریابی و فروش می زند و عملا چم و خم کار را در مدت محدودی به دست گرفته و بعضی اوقات با اخذ نظر مالکان، مدیران را عزل و نصب هم می کند. او معتقد است در کسب و کار تعارف را باید کنار بگذارید، اصولی و درست کار کنید تا کسب و کارتان سود ده شود، در غیر اینصورت چیزی جز شکست در انتظارتان نخواهد بود.

آقای دلار؛ سه رکن حیاتی یک کسب و کار یا تجارت را :

- کارکنان

- محصول

- و فرایند

می داند و معتقد است ضمن آسیب شناسی این سه رکن در هر کسب و کار، باید برای هر یک برنامه اجرایی داشته باشیم.

از نظر او تعصب زیاد صاحبان کسب و کار و عدم پذیرش نقص های موجود، باعث شکست قطعی آنها می شود و نباید خیلی روی روشهای فروششان تعصب داشته باشند، چرا که در این صورت دیگر نمی توانند پیشنهادهای خوب را بپذیرند و رشد نمی کنند.

مارکوس با صاحبان کسب و کاری که از روی دوستی، آشنایی و مهربانی حاضر نیستند مدیر فروش یا حسابدار ناتوان خود را تغییر دهند، مخالف است و معتقد است اینها با این کار تیشه بر ریشه ی کسب و کار خود زده و به ورطه بدهکاری و ورشکستگی رفتن آن کمک می کنند و نباید امیدی هم به بهبود تجارت خود داشته باشند.

وی معتقد است پرسنل فروش باید کار را از خودشان بدانند و مدیران عالی و میانی باید در کنار آنها آستین را بالا زده و به صورت تیمی و مشارکتی کسب و کار خود را به سوی هدف اصلی که همانا افزایش مشتری، جلب رضایت وی و افزایش فروش و سود است هدایت کنند. در این راه کارکنانی که وارد گود نمی شوند و حاضر نیستند درفرایند فروش و ارائه خدمات به زحمت و سختی بیافتند، اعضای خوبی برای تیمتان نخواهند بود و باید عذرشان را بخواهید.

من روش مارکوس لمونیس، جسارت و هوشمندی او را دوست دارم . بی گدار به آب نمی زند، سرعتی بی نظیر و خارق العاده در شناخت و آسیب شناسی کسب و کارها دارد و مثل یک مدیر خوب،کاربلد و حرفه ای، به موقع تصمیم گرفته و عمل می کند. نظر شما چیست ؟ ...

نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور حرفه ای سرمایه گذاری گردشگری

30 شهریور 1401

اعتبار مهمترین دارایی کسب و کار

اعتبار مهمترین دارایی کسب و کار است و اعتبار شما، اعتماد مشتریان و مخاطبان شما را به ارمغان می آورد. جردن بلفورت نویسنده کتاب گرگ وال استریت می گوید : باید مشتری از شما خوب شنیده باشد، از رفتارها، برخوردها، کیفیت، پاسخگویی، ضمانت پس از فروش و ...

دقیقا به همین دلیل است که فروش به مشتری های کنونی آسانتر از فروش به مشتریان جدید است. لذا وقتی شرکتی دارید که دارای اعتبار است، همه دوست دارند در آن کار کنند. مشتری به سوی شما می آید و شما باید از این نقطه قوت خود بهره لازم را ببرید.

اعتبار، اعتماد ایجاد می کند و اعتماد، فرصت آفرینی کرده و مردم را به سوی کسب و کار شما می کشاند و ثمره اش می شود کسب درآمد بیشتر.

رابرت گرین در کتاب 48 قانون قدرت در این باره چه زیبا می گوید « اعتبار سهم مهمی در موفقیت شما دارد، آن را با چنگ و دندان حفظ کنید». او در ادامه می گوید اساس قدرت ،اعتبار انسان هااست و به واسطه اعتبارتان می توانید به خواسته خود برسید و به محض اینکه خدشه ای به اعتبارتان وارد شود آسیب پذیری شما افزایش خواهد یافت. لذا بایستی اعتبارتان را غیرقابل نفوذ کنید و به یاد داشته باشید اعتبار معیار قدرت است و می توانید بوسیله آن نفوذ کنید و پیروز شوید.

کاربلدی شما و کارکنانتان، تجربه، تخصص، مشتری را اسکناس فرض نکردن و توجه به شخصیت وی، زبان بدن شما در برخورد با مشتری، توجه و احترام به وی، ارایه اطلاعات درست به مشتری، پاکیزگی محیط، نظم و انضباط کاری، صداقت و درستکاری، مدیریت تجربه مشتری و ... همگی از مصادیق اعتبار افزایی و اعتمادسازی در یک کسب و کارند .

امروزه اعتبار و اعتماد در کسب و کار به واسطه ناشیانه عمل کردن رقبا، افزایش تعداد رقبا، شدت رقابت، افزایش دسترسی مشتریان به خدمات و کسب و کارهای مختلف، شک گراشدن آنها و غیره، آنقدر دارای اهمیت و جایگاهی ویژه شده است که در علم بازاریابی به آن به عنوان «بازاریابی اعتمادی» پرداخته می شود .

نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور سرمایه گذاری گردشگری

16 آبانماه 1399

شش اقدام برای کمیاب شدن افراد خاص از نظر ست گادین

ست گادین مرد خلاق و وبلاگ نویس آمریکایی و همچنین نویسنده کتابهای پرفروش قبایل، گاو بنفش و مهره ی حیاتی معتقد است کسانی که در زمینه ای خاص برجسته شده و تبدیل به فردی خاص شده اند باید اقدامات ذیل را انجام دهند تا کمیاب (پر ارزش) شوند :

1. دانش افزایی مستمر و همیشه به روز بودن

2. تخصص داشتن در یک زمینه خاص

3. ارتباطات موثر(که از طریق آن می توانید دانش و تخصص خود را با دیگران به اشتراک بگذارید)

4. شهرت : باید در بازار هدف خود شناخته شده باشید تا به شما مراجعه کنند.

5. ابزار و تجهیزات: استفاده از نرم افزارها و سخت افزارهای امروزی

6. در دسترس بودن (برای کمیاب بودن باید در دسترس باشید)

ست گادین در کتاب مهره ی حیاتی می گوید : « در گذشته می شد همرنگ جماعت شد، اما حالا زمانه تغییر کرده و باید متفاوت باشید! »

نویسنده: احمد دیناری؛ مشاور سرمایه گذاری گردشگری

16 آبانماه 1399

سه مهارت مهم برای موفقیت مدیران کسب و کارهای گردشگری

خوب صحبت کردن، خوب نوشتن و خوب ارتباط برقرار کردن سه مهارت مهم هستند که مدیران کسب و کارهای گردشگری باید توانایی خود را در آن زمینه ها تقویت نمایند تا مدیری برجسته، ممتاز و غیرقابل جایگزین شوند.
چنانچه هر یک از این مهارتها را نداشته باشند، یک جای کارشان خواهد لنگید و باید ترکیبی منحصر به فرد از این سه مهارت را در خود پرورش دهند تا قدرت شخصی شان در هر جایگاه و وضعیت شغلی که هستند افزون گردد.

البته یادتان باشد که خوب صحبت کردن و خوب نوشتن هم از مصادیق ارتباط موثر بوده و برای اینکه بتوانید در مورد موضوعی خوب بنویسید و خوب سخن بگویید، باید بارها آن را تجربه کرده و بارها به خاطر آن به سختی و زحمت افتاده باشید.
لذا مدیران باید فارغ از هر موقعیت شغلی و تحصیلاتی که دارند، این سه ضلع طلایی مثلث موفقیت را در خود تقویت کنند تا همواره یک سروگردن بالاتر از خود و دیگر مدیران باشند.
احمد دیناری؛ مشاور سرمایه گذاری گردشگری
دیماه 1400

دوران قرنطینه کرونایی؛ فرصتی برای طراحی برنامه عملیاتی برندسازی شخصی

فعالان گردشگری و هتلداری می توانند در کنار فعالیت خود در کسب و کارهای گردشگری و یا در سازمان های گردشگری (البته چنانچه عاشق کارشان باشند) خود را در زمینه هایی که در آنها خوب هستند و یا خوب عمل می کنند و به چشم می آیند تقویت کنند.
چند پرسش:
• آیا شما جزو ۱۰ درصد بالا و توانمند زمینه تخصصی خود در حوزه گردشگری و هتل داری هستید؟
• تا به حال چقدر زمان صرف شناسایی و سپس پرورش استعدادهای ذاتی خود کرده اید؟
• چرا در آن زمینه ها کار نمی کنید؟ تمرین و مهارت آموزی نمی کنید؟
• آیا زمینه تخصصی فعلی شما منطبق بر استعدادهای ذاتی شماست؟
• آیا شما هم فکر می کنید رشته تحصیلی و درجه تحصیلی شما شرط کافی برای موفقیت شما هستند؟ و مدرک تحصیلی نشان دهنده تخصص شماست؟
برندسازی یعنی تفاوت های خاص ما با دیگران، یعنی اینکه توانایی‌ها و نقاط قوت خود را که همان استعداد های ما می باشند را به خوبی بشناسیم، پرورش دهیم و آن را در یک زمینه تخصصی مرتبط با همان استعدادها و توانایی ها به کار بگیریم. متاسفانه بسیاری از افراد هنوز نمی دانند در چه کارهایی بهتر هستند و حداکثر ۱۵ درصد استعدادهای خود را به کار می گیرند!
در حقیقت برندسازی شخصی فرصتی است برای اینکه بتوانیم از طریق استعدادهای خود به دیگران کمک کنیم، زندگی حرفه ای خود را خلق کنیم وبا ایجاد برخی تفاوت ها در خودمان جزو ده درصد بالا و یا شاخص زمینه تخصصی خودمان باشیم و در بین فعالان آن زمینه بدرخشیم.
فعالان گردشگری و هتلداری می توانند در کنار فعالیت خود در کسب و کارهای گردشگری و یا در سازمان های گردشگری (البته چنانچه عاشق کارشان باشند) خود را در زمینه هایی که در آنها خوب هستند و یا خوب عمل می کنند و به چشم می آیند تقویت کرده و ضمن آنکه در سازمان خود بدرخشند و جزو برترین ها باشند و همچنین از این توانایی ها و ظرفیت های خاص که ریشه در استعدادهای آنها دارند برای کمک به سایر فعالان و علاقه مندان استفاده کنند.
متاسفانه بسیاری از افراد به جای اینکه نقاط قوت خود را شناسایی کنند و آنها را پرورش دهند، تمام وقت خود را صرف شناسایی نقاط ضعف و بر طرف کردن آنها می نمایند و این روشی است نادرست برای کسب موفقیت. وقتی در رسته ای خاص در حوزه گردشگری و هتلداری که منطبق با استعداد های تان است، خود را توانمند کرده و همسو با آن مهارت های تخصصی و ارتباطی خود را تقویت می کنید و در این راه همواره سعی می کنید کارورزی، کارآموزی و مطالعه کرده و از تجارب اساتید و بزرگان آن حوزه بهره ببرید و با پشتکار تمام تمرین، تمرین، تمرین کنید؛ تبدیل به فردی غیر قابل جایگزین و کمیاب خواهید شد. چرا که در حال حاضر بسیاری از فعالان حوزه‌های مختلف افرادی کاملاً معمولی هستند و در شاخه هایی مشغول به کار هستند که منطبق با استعدادها و توانایی‌ها و ویژگی‌های شخصیتی آنها نیست و این یعنی یک عمر بیهوده تلاش کردن که نتیجه ای جز لطمه زدن به خود و دیگران نخواهد داشت.

معتقدم برندسازی شخصی فعالان گردشگری این صنعت را به صنعتی نرم و جذاب تر تبدیل کرده و ارائه کنندگان خدمات سفر که در حقیقت رویا، هیجان،خاطره و عشق به مروم می فروشند، توانایی های متمایز و ویژه ای در این ارتباط کسب خواهند کرد. چرا که فروشنده خوب کسی است که با عشق می فروشد و زمانیکه زمینه تخصصی شما با استعدادها و علایق ذاتی شما منطبق و سازگار نباشد هیچگاه از نظر مخاطب صاحب برند یا ویژگی و صفت سازمانی برجسته که ارزش یادآوری داشته باشد را از منظر مخاطبان نخواهید داشت .
لذا دوران قرنطینه در زمان شیوع ویروس کرونا فرصت بسیار مناسب و مغتنمی است برای فعالان عزیز گردشگری و هتلداری که روی استعداد های خود بیشتر تفکر و تأمل کرده و برنامه و طرح عملیاتی برندسازی شخصی و موفقیت شغلی خود را طراحی و تدوین نمایند و در دوران پسا کرونا و با صرف زمان مناسب و منطقی آن را به ثمر بنشانند.
به یاد داشته باشید وقتی در زمینه تخصصی خود برجسته و متمایز می شوید، هیچ گاه بازنشسته نشده و چنانچه شغل اصلی تان تحت تاثیر عوامل خارج از کنترلی همچون شیوع ویروس کرونا و تعطیلی کسب و کارها قرار بگیرد، شغل دوم شما که همانا برندی است که به واسطه استعدادها و توانایی های ذاتی خود ساخته اید برای شما فرصت آفرینی کرده و کار می کند . فرصت ها و دیگران به سراغتان خواهند آمد و در حقیقت “متخصصی آزادکار” و “متفکری مستقل” خواهید شد که صاحب کسب و کار شخصی خودش است و دیگران نیازمند استفاده از توانایی های خاص وی.
توجه داشته باشید که یک برند خوب ، درآمد ساز و ماندگار یک شبه حاصل نمی شود و برای خلق آن بایستی از محیط امن خود خارج شوید، صبور و شکیبا باشید و گام به گام مراحل عملیاتی آن را طی نمایید تا سرانجام به هدف اصلی دست یابید.
نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور سرمایه گذاری گردشگری

انتشار چاپ سوم کتاب زرافه باش؛ یک سروگردن بالاتر از دیگران

ظرف کمتر از 18 ماه کتاب زرافه باش یک سروگردن بالاتر از دیگران که با موضوع تکنیکهای برندسازی شخصی و موفقیت شغلی و افزایش درآمد توسط احمد دیناری؛ مشاور، سخنران و نویسنده حوزه سرمایه گذاری و فروش گردشگری و هتل داری نوشته شده است به چاپ سوم رسید.

ناشر این کتاب انتشارات واژگان خرد است و چاپ سوم آن همراه با ویراستاری جدید و کمی اصلاحات و اضافات در 28 اردیبهشت 1400 صورت پذیرفته است.

این کتاب راهنمای عملی برای شناسایی توانایی های ذاتی و توجه به ندای درون و موفقیت فوق العاده در یک زمینه تخصصی و شغلی منطبق با توانی های ذاتی شماست و به شما کمک می کند با تمرین، تکرار، پشتکار، تمرکز و تقویت مهارت هی تخصصی و اجتماعی یک سروگردن بالاتر از خود و دیگران در جامعه باشید.

این کتاب را در مشهد می توانید از طریق فروشگاههای انتشارات جهاد دانشگاهی در 3 شعبه میدان تقی آباد، میدان آزادی و سه راه ادبیات تهیه نمایید.

در شهرستانها و استانها از طریق ارسال درخواست به شماره 09154002703

و در تهران از طریق انتشارات مهکامه

آفتی اخلاقی به نام پاسخگو نبودن !

تا حالا شده با اساتید دانشگاه، مشاورین، مدرسین، مدیران و کارکنان سازمانها و شرکتها، هنرمندان، نویسندگان و سایر آدمهایی برخورد کنید که وقتی بهشون از طریق موبایل ، واتساپ ، تلگرام ، اینستا و ایمیل پیام میدید، پیام سین(seen) میشه اما از جواب خبری نیست؟!

نقطه مقابلش، آیا پیش اومده به کسانی پیام داده باشید و در یک فاصله زمانی کوتاه جواب گرفته باشید حتی در حد یک جواب سلام و از این بابت تعجب کنید؟ !

همیشه در گروه پاسخ دهنده ها باشید حتی در مقیاس خانواده، دوستان، همکاران،دانشجویان و ... مثلا اگه کسی به شما پیام میده و سوالی داره یا موضوعی رو طرح می کنه، به سرعت جواب بدهید نه اینکه بی تفاوت از کنارش بگذرید و در زمان مناسب هم پاسخ ندهید !

پاسخگو نبودن یعنی احترام نگذاشتن به شخصیت خود و مخاطبانتان ! و این از مصادیق بارز عدم توانایی فرد دربرقرار کردن ارتباط موثر با محیط و دیگران است ...و به طور حتم در صورت پاسخگو نبودن در درازمدت با یک جامعه ی غیرپاسخگو طرف خواهید بود!

اما متاسفانه این قصه در جامعه و فرهنگ ما سر دراز دارد.

حافظ شیرازی می فرمایند :

دیریست که دلدار پیامی نفرستاد

ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد

صد نامه فرستادم و آن شاه سواران

پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد

هرچند قصه ما با قصه حافظ شیرازی تفاوتهای ماهوی بسیاری دارد :)

یا مصداق این بیت شعر که به زیبایی این قبیل افراد را هدف قرار می دهد :

صد نامه نوشتم صد راه نشان دادم

یا نامه نمیخوانی یا راه نمیدانی !

وقتی جای این رفتار مثبت یعنی پاسخگویی حتی در بین فرهیختگان جامعه ما خالی است، باید به طور جدی تامل کرد و تاسف خورد!

قطعا مدارک و مدارج تحصیلی عالی بدون تقویت مهارتهای اجتماعی و ارتباطی موثر، مساوی خواهد بود با روبرو شدن با خیل عظیم تحصیلکردگان پرمدعای تئوریسین، بی اثر و قابل جایگزین !

نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور سرمایه گذاری گردشگری

انتشار کتاب زرافه باش یک سر و گردن بالاتر از دیگران! در کتابراه

احمد دیناری در کتاب زرافه باش یک سر و گردن بالاتر از دیگران! به شما کمک می‌کند تا نقاط قوت خود را بیابید و تمام تلاشتان را معطوف به تقویت آن‌ها کنید، از تجربه بزرگان درس بگیرید و سعی کنید همواره در جامعه حضور چشمگیر داشته باشید تا در چشم‌ها بیایید.

برندسازی شخصی یعنی ویژگی‌های منحصر به فرد خود را به‌ خوبی بیابید و آن‌ها را پرورش دهید تا تبدیل به فردی خاص در یک زمینه تخصصی کاری یا شغلی که ریشه در استعدادها و توانمندی‌هایتان دارد شوید. لذا برای این کار باید ابتدا خودتان، استعدادها، علایق و توانمندی‌هایتان را بشناسید و از هرگونه الگوبرداری و تقلید طوطی‌وار خودداری کنید.

پر واضح است که در دنیای پر هیاهوی این روزها، صدایتان به گوش کسی نخواهد رسید مگر آنکه خود صدایتان را به گوش دیگران برسانید. پس باید برای خود یک برند قوی بسازید و آن را با پشتکار و مداومت پرورش دهید تا جایی که در چشم دیگران به خوبی دیده شوید، برجسته شوید و صاحب اعتبار و قابل اعتماد شوید. در غیر این صورت صاحب برندی جعلی خواهید بود، به مانند بسیاری از کسانی که در پیرامونتان در حال دست و پا زدن هستند.

برندسازی شخصی یعنی باید تمام تلاشتان را معطوف به این هدف ارزشمند نمایید که جزء 20 درصد بالای زمینه تخصصی مورد علاقه خود در سطح جامعه باشید و نه 80 درصد بی‌خاصیت و بی‌اثر! و برای این کار باید گام‌های مختلفی را طی نموده و تمرین، تمرین و تمرین کنید تا به جایی که شایسته آن هستید دست یابید.

بالغ بر 80 درصد مردم جامعه، افرادی معمولی هستند ولو اگر ثروتمند و یا مدیر باشند. این قبیل افراد را به وفور در پیرامونتان مشاهده می‌کنید؛ در ادارات و نهادهای دولتی، بخش خصوصی و اصناف مختلف، دوست، آشنا و همکار، افرادی که نه تأثیرگذارند و نه تأثیرپذیر. این‌ها خیلی زود بازنشسته شده و رد و اثری از خود به جای نخواهند گذاشت و متأسفانه کسی هم از آن‌ها یادی نخواهد کرد.

20 درصدی‌ها همان افراد خاص، لایق و توانمند هستند که عاشق زمینه تخصصی انتخابی خود هستند. دارای توانمندی‌ها و مهارت‌های متعددی بوده و هیچگاه گول مدرک تحصیلی‌شان را نخورده‌اند و بر علایق، استعدادها و مهارت‌های خود متمرکز شده و همواره با ترکیب استعدادها، مهارت‌ها، تجربه و ارتباطات مؤثر، برندی تأثیرگذار از خود ساخته‌اند که برای آن‌ها فرصت‌سازی خواهد کرد و دیگران به سراغ‌شان خواهند آمد.

لذا برای اینکه در زمینه تخصصی و یا شغل خود یک سر و گردن بالاتر از دیگران باشید و برندی ممتاز برای خود بسازید، ابتدا باید دیدگاه و نگرش خود را نسبت به حرفه و شغل خود تغییر دهید، خود را یک دارایی ارزشمند بدانید، عناوین و سمت‌های شغلی را از یاد ببرید و همواره از خود بپرسید که من چه کارهای ارزش‌آفرین و خاصی را می‌توانم انجام دهم و چه چیزهایی مایه مباهات و افتخارم است. اگر قرار باشد از فردا سر کار نروم و یا به هر دلیلی اخراج شوم، چه توانمندی‌ها و کارهایی زندگی‌ام را نجات خواهد داد و یا می‌توانم انجام دهم؟ چه استعداد و یا مهارت‌هایی برای استقلال مالی و شغلی خود دارم؟

پشتکار، شکیبایی، تمرین و مخاطب‌شناسی، دستیابی سهل و آسان‌تر شما را به اهدافتان میسر خواهد کرد و فرصت‌ها و درآمد به سوی شما آمده و به موفقیت شغلی خواهید رسید.

شما در هر جایگاه شغلی که هستید (مدیر، آبدارچی یا رفتگر، فرقی نمی‌کند) باید برجسته و بهترین باشید. آنقدر مؤثر، کاربلد و در اوج که هیچ فردی توان جایگزینی شما را نداشته باشد.

در بخشی از کتاب زرافه باش یک سر و گردن بالاتر از دیگران! می‌خوانیم:

اگر بتوانید زمینه تخصصی و خدمتی که می‌توانید به دیگران ارائه دهید را در کمتر از 15 ثانیه و به عبارتی بهتر حداکثر تا 15 ثانیه معرفی کنید، یعنی گامی مهم و رو به جلو و یک معرفی بی‌عیب و نقص از خود و مهارتهایتان که تأثیر بسزایی بر روی مخاطبان شما خواهد داشت.

بسیاری از افرادی که در رشته یا زمینه خاصی در حال فعالیت هستند، کمتر به این موضوع مهم اندیشیده‌اند و در برخورد با دیگران و هنگام معرفی خود با چالش‌های جبران‌ناپذیری مواجه شده‌اند و مدت زمان طولانی به معرفی خود می‌پردازند، غافل از اینکه نیازی به این همه تلاش بی‌ثمر نیست.

فقط کافی است اندکی وقت برای این کار صرف کرده و مهارت ویژه خود را در یک یا دو سطر کوتاه یادداشت و ملکه ذهن خود کنید.

قطعاً اگر استعداد‌های خود را به خوبی شناسایی کرده و گام‌های ذکر شده قبلی را به خوبی طی کرده باشید، در کمتر از ۱۵ ثانیه و با اعتماد به نفس کامل، خود را در محضر دیگران یا مخاطبانتان معرفی خواهید کرد.

هدف از این کار، جلب توجه دیگران و در ذهن ماندن است. همیشه فرض کنید در مذاکره با دیگران، به دلایل مختلف همچون کمبود زمان و یا ورود دیگران به مذاکراتتان. فرصت کوتاهی جهت معرفی دارید؛ لذا همیشه باید آمادگی لازم برای معرفی خود درکوتاه‌ترین زمان ممکن را داشته باشید تا فرصت‌ها از شما فاصله نگیرند و همواره حسرت یک معرفی ماندگار و تأثیرگذار روی دلتان نماند.

من عنوان این سبک معرفی را «معرفی آسانسوری» می‌نامم، البته الزاماً در آسانسور اتفاق نمی‌افتد اما به گونه‌ای است که حداکثر 15 ثانیه طول می‌کشد. سرعت عمل در معرفی، یک نوع مهارت اجتماعی قابل یادگیری است و باید تمرین کنید تا با تاخیر‌های بی‌مورد و کند کاری، فرصت‌ها را از دست ندهید.

لینک دانلود :

https://www.ketabrah.ir/go/b49942/282fd2

معرفی کتاب انگیزشی « زرافه باش؛ یک سروگردن بالاتر از دیگران !»

نویسنده این کتاب انگیزشی با زبانی ساده و کاملا کاربردی و عملیاتی به شما می آموزد که چگونه در یک زمینه تخصصی که با استعدادها، توانایی های ذاتی و مهارتهای شما سازگار است با به کارگیری گام ها و مراحل ذکر شده در کتاب و صرف زمان مشخص، مداومت و تکرار، خود را تبدیل به « متخصصی آزادکار» و برجسته نمایید.

احمد دیناری، نویسنده کتاب حاضرکه پیش از این نیز پنج کتاب در زمینه گردشگری و بازاریابی به رشته تحریر درآورده و افتخار عنوان « نویسنده برتر گردشگری» را کسب و عضو انجمن علمی بازاریابی ایران نیز می باشد، توصیه ای مهم برای فارغ التحصیلان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی دارد و آن اینکه اگر چه مدارک و مدارج تحصیلی برای موفقیت شما لازم است اما « شرط کافی» نیست و بایستی به موازات تحصیل، نسبت به فراگیری و تقویت مهارت های تخصصی و کسب دانش عمیق در زمینه تخصصی خود و همچنین فراتر از آن، تقویت مهارت های اجتماعی و ارتباطی اقدام نمایید تا در جامعه و بازار پر رقابت امروزی سری در بین سرها درآورده، غیرقابل جایگزین و به عبارتی بهتر « مهره ی حیاتی » سازمان خود باشید و دیگران به سراغ شما بیایند . در غیر اینصورت جامعه پر است از فارغ التحصیلان بیکار و متاسفانه هرچه مدارج تحصیلی بالاتر می رود بر میزان بیکاری افراد نیز افزوده می شود.

او می نویسد باید ابتدا استعدادها و توانایی های ذاتی خود را با مرور گذشته شناسایی و درپی تقویت نقاط قوت و یا آن استعدادها برآیید، سپس زمینه ای تخصصی که با استعدادها و مهارتهای تخصصی و اجتماعی شما سازگار است را انتخاب و بر اساس گام های تعریف شده در کتاب، نسبت به برندسازی شخصی و توانمند کردن خود در آن زمینه اقدام نمایید.

در بخش دوم کتاب نیز پیشنهادات و راهکارهایی ارزشمند برای مراقبت، حفاظت و تقویت برند شخصی ساخته شده ذکر شده است که مطالعه و به کارگیری آنها به شما کمک می کند تا « توانگر» شوید.

به طور خلاصه از نظر نویسنده این کتاب انگیزشی، برندسازی شخصی یا صاحب برند شخصی خوب بودن، مزایای ذیل را برای شما به ارمغان می آورد:

  • باعث افزایش اعتبار شما می شود
  • باعث افزایش اعتماد مردم به شما می شود
  • باعث شهرت شما می شود
  • باعث می شود در زمینه تخصصی یا شغلی خود «برجسته» و « غیرقابل جایگزین» باشید
  • باعث موفقیت شغلی تان می شود
  • باعث می شود فرصت ها به سراغ شما بیایند
  • باعث افزایش درآمدتان شده و توانگر می شوید
  • باعث ارتباطات گسترده اجتماعی شده و دیگران دوست خواهند داشت با شما در ارتباط باشند
  • صاحب قبیله ای برای خود می شوید
  • کارفرمای خود می شوید
  • هیچگاه ورشکسته نمی شوید
  • هیچگاه بازنشسته نمی شوید
  • از اعتماد به نفس بالایی برخودار خواهید شد

لذا تهیه و مطالعه این کتاب کاربردی را به تمام کسانی که دوست دارند همواره یک سروگردن بالاتر از دیگران باشند، توصیه می کنیم .

احمد دیناری؛ مشاور سرمایه گذاری و بازاریابی کسب و کارهای گردشگری

سخنران و نویسنده

همانطور که یک نویسنده نمی تواند ننویسد، یک سخنران هم نمی تواند صحبت نکند !

و بالعکس همانطور که یک سخنران نمی تواند صحبت نکند، یک نویسنده نیز نمی تواند ننویسد!

احمد دیناری؛ مشاور سرمایه گذاری و بازاریابی کسب و کارهای گردشگری

نکلاتی در خصوص آداب دست دادن (چه کسی اول دست دراز می کند؟)

دست دادن و نحوه صحیح انجام آن یکی از ابزارهای موثر ارتباطات غیرکلامی است که دست اندرکاران صنعت گردشگری باید آن را به خوبی آموزش ببینند.

جه کسی اول دست دراز می کند؟

  • بزرگتر به کوچکتر
  • مافوق به زیر دست (در نیروهای مسلح)
  • رئیس به مرئوس (در نظام اداری)
  • هنگامی که کسی چندبسته یا پاکت در دست دارد و دستهایش آزاد نیست ، نباید دست خود را به سوی او دراز کنیم تا مجبور شود برای دست دادن بسته را زمین بگذارد یا همه را به یک دست یا زیر بغل نگه دارد.
  • هنگام دست دادن نباید دست طرف مقابل را فشرد به خصوص اگر انگشتری در دست داشته باشد و یا زمان دست دادن را طولانی کرد.
  • هنگام جدا شدن از یک جمع دست دادن با همه لزومی ندارد و فقط می توان با یک معذرت خواهی خداحافظی کرد.
  • آقایان باید بدون دستکش دست بدهند در صورتی که طرف مقابل دست دراز کرده و زمانی برای در آوردن دستکش نیست دست دادن با دستکش ضمن عذرخواهی مانعی ندارد و این جمله گفته می شود : ببخشید که با دستکش دست می دهم.
  • هنگام دست دادن با کسی نباید فاصله آنقدر زیاد باشد که مجبور شوید دست خود را خیلی دراز کنید.
  • هنگام دست دادن باید به صورت شخص نگاه کرد و یا لبخند یا کمی خم کردن سر اظهار خوشحالی کرد.
  • هنگامی که مهمانان در حال غذا خوردن می باشند و مهمان تازه ای وارد می شود فقط میزبان با او دست می دهد و سایرین با لبخند و تکان دادن سر اظهار آشنایی می کنند.
  • توصیه من : هیچگاه شل دست ندهید ! چه بسا عوارض و پیامدهای دست ندادن بسی کمتر از شل دست دادن است ...