2 حوزه ی بی لیاقتی مدیریتی در کسب و کارهای گردشگری

نگرش در کسب و کار همه چیز است و نگرش مدیران تأسیسات گردشگری در خصوص برخی امور مهم مدیریتی، ارتباط مستقیمی با حیات و ممات این تأسیسات در بازار پر رقابت و پرتلاطم گردشگری این روزها دارد .
در این ارتباط دو حوزه ی مهم و کلیدی ذیل باید مورد توجه و اهتمام ویژه ی مدیران کسب و کارهای گردشگری قرار گیرند و در غیر اینصورت ورشکستگی و افول کسب و کار تحت مدیریتشان قطعی بوده والبته این خود نشانگر بی لیاقتی مدیریتی است.
1. بازاریابی :
برایان تریسی معتقد است 48 درصد شکست های تجاری به کم کاری و یا عدم اثربخشی فعالیت ها در زمینه ی بازاریابی مرتبط است و دلیل اصلی موفقیت یا شکست در تجارت با موفقیت یا شکست در تلاش های بازاریابی تعیین می شود که خود نشان از اهمیت این معجزه گر کسب و کارهای گردشگری یعنی بازاریابی دارد.
در حقیقت هدف اصلی هر کسب و کار گردشگری، مشتری یابی و مشتری داری است و این همان بازاریابی است و کیفیت، رضایتمندی، سهم بازار بیشتر، مشتریان بیشتر و سود بیشتر در این قبیل کسب و کارها وابسته به بازاریابی می باشد.
لذا در بازار گسترده وخاصی همچون گردشگری که عرضه کنندگان خدمات در جستجوی مشتریانی فراوان و خوب هستند، توجه ویژه به این عنصر مهم و تأثیرگذار، ضامن موفقیت کسب و کارهای گردشگری بوده و نیز نشان از شایستگی مدیران آنها دارد.

2. کنترل هزینه ها :
46 درصد عامل شکست کسب و کارهای گردشگری به ویژه کسب و کارهای خرد و متوسط نیز به عدم کنترل هزینه ها بر می گردد . بنابراین یکی از رموز موفقیت اینگونه کسب و کارها در بازار این است که به روشی هوشمندانه و بدون کاهش کیفیت خدمات، نسبت به کاهش و یا کنترل هزینه ها اقدام نمایند. این در حالی است که متأسفانه بسیاری از مدیران کسب و کارهای گردشگری تنها راه کاهش هزینه ها را در حذف و یا تعدیل پرسنل شاغل در بخش بازاریابی می بینند و این یک استراتژی غلط است که ریشه در نگرش اشتباه ایشان نسبت به فعالیت ها و مأموریت های بخش بازاریابی دارد . در حقیقت بخش بازاریابی از فروش تأسیسات گردشگری پشتیبانی کرده و موجب ایجاد جریان مستمر درآمدزایی و کسب سود برای این واحدها می شود، لذا هرچه توجه و اهتمام مدیران و بهره برداران کسب و کارهای گردشگری به این بخش بیشتر شود، هزینه های کسب و کارشان به روشی هوشمندانه کاهش یافته و درآمدها افزون می گردد.
تهیه و اجرای برنامه های بازاریابی، برنامه ی برندینگ، برنامه ی نمایشگاهی، برنامه ی روابط عمومی، برنامه ی ارتباط با مشتریان، گزینش و به کارگیری صحیح نیروی انسانی، آموزش بدو و ضمن خدمت کارکنان، کنترل خریدها و پرداخت ها، برقراری سیستم حسابداری و حسابرسی مناسب و همچنین حداکثر استفاده از فضاها و امکانات موجود و ... که چنانچه اشاره شد منجر به افت کیفیت خدمات نیز نگردد، از جمله موارد مهمی هستند که به کنترل هزینه های تأسیسات گردشگری کمک شایانی می نمایند.
در پایان این یادداشت کوتاه تأکید می کنم که در کسب و کارهای گردشگری، بازاریابی همه چیز است و همه چیز بازاریابی است و مدیران باید نیمی از منابع و زمان خود را به این معجزه گر و رهایی بخش کسب و کار اختصاص دهند و قطعاً با چنین رویکرد مثبتی، دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده نیز سهل تر خواهد شد.
نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور حرفه ای سرمایه گذاری گردشگری
27 آذر 1401

رزرواسیون؛ خط محصول سودآور اما مغفول مانده در شرکتهای خدمات مسافرتی و گردشگری

برنامه ریزی، تنظیم و اجرای گشت های سیاحتی انفرادی و گروهی در سطح داخلی، خروجی و ورودی - اخذ روادید یا ویزا، تهیه محل اقامت (رزرو اتاق / رزرواسیون) و بازاریابی بسته های سفر سایر شرکتها(شناور فروشی)، مهمترین خطوط محصول یک شرکت خدمات مسافرتی و گردشگری دارای مجوز بند ب به شمار می روند و در این ارتباط اینگونه تأسیسات گردشگری که از ماهیت کارگزاری و خرده فروشی برخوردار هستند، به عنوان واسطه ی مهم بازاریابی برای تأسیساتی همچون واحدهای اقامتی ایفای نقش کرده و کمک شایانی به افزایش درصد اشغال اتاق های این واحدها و سودآوری بیشتربرایشان می نمایند.
چنانچه بهره برداران و مدیران واحدهای اقامتی همچون هتل ها، هتل آپارتمان ها، مهمانپذیرها، اقامتگاههای بومگردی و سنتی و ... به درکی صحیح از نقش و جایگاه انکارناپذیر این کارگزاران خدمات مسافرتی در سودآوری واحدهای خود برسند و نهایت بهره را از ظرفیت های آنها ببرند، شاهد جریان ممتد ورود میهمانان بی شماری از داخل و خارج از کشور و همچنین افزایش نقدینگی در این واحدها خواهیم بود.

لکن آنچه در این بازار رقابتی و تا حدودی اشباع شده، قابل درک و مشاهده می باشد، این است که تمرکز اصلی قریب به اتفاق شرکتهای خدمات مسافرتی و گردشگری در ایران(به جز تعداد قلیلی از کسب و کارهای نوپا و استارتاپی) بر روی خطوط محصولی همچون بلیت فروشی است و در زمینه ی تورگردانی نیز به صورت نیم بند اقدام و کمتر شاهد فعالیت شرکتهای طراح و برگزارکننده ی بسته های سفر تخصصی و مبتنی بر اصول بازاریابی نوین هستیم ! و متأسفانه از ظرفیت های این خط محصول مهم بهره گیری لازم صورت نمی پذیرد که در این ارتباط می توان بخشی از این ضعف را به حساب کم کاری مدیران اینگونه تأسیسات گذاشت و بخشی را هم به گردن عناصر محیط کلان و خرد بازاریابی صنعت گردشگری همچون عوامل اقتصادی، سیاسی و امنیتی،قانونی و حقوقی، طبیعی، بهداشتی، الکترونیکی، نهادهای عمومی و محلی و متعاقب آن کاهش تقاضای سفرانداخت.
لذا مدیران دفاتر و شرکتهای خدمات مسافرتی و گردشگری به ویژه در مقاصد گردشگری که دارای تعداد قابل توجهی واحد اقامتی بوده و از تنوع نرخی و خدماتی خوبی نیز برخوردار هستند، باید طبق برنامه ای مدون و عملیاتی، ضمن شناسایی این ظرفیت ها، نسبت به برقراری ارتباط مؤثر با آنها و طراحی و اجرای سازوکارهای اجرایی بهره برداری، از این ظرفیت ها که تا حدودی نیز در کنترل و دسترس آنها می باشند، اقدام نموده و ضمن ایجاد مزیت رقابتی برای خود، بدین طریق هم هزینه های جاری شرکت تحت مدیریت خویش را پوشش دهند و هم درآمد پایدارو مستمر کسب نمایند.
هنر مدیران شرکت های خدمات مسافرتی باید این باشد که از فرصتهای مغفول مانده ی موجود در بازار گردشگری به شکلی خلاقانه و نوآورانه بهره لازم را ببرند و بی شک این استراتژی، رمز بقاء و ماندگاری دراین بازار به شدت رقابتی، قرمز و ترسو است.
نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور حرفه ای سرمایه گذاری گردشگری
8 آذر 1401